تازه‌ترین مطالب
  • کرسی آزاداندیشی با موضوع «دین و دموکراسی»
  • اسلام و نیازهای بشر امروز
  • دومین بسته پیشنهادی برای عناوین کرسی ها
  • حد و مرزهای روابط دختر و پسر
  • سفر استانی در ایستگاه خوزستان
  • گزارش تصویری کارگاه آموزشی کرسی در استان خوزستان
  • حجاب و عفاف
  • گزارش تصویری کرسی با موضوع «حجاب و عفاف»
  • عدالت اجتماعی
  • تغییر، انحراف یا تغییر؟!
  • فیلم کرسی دانشگاه آزاد بیرجند با موضوع تغییر، انحراف یا تغییر؟!
  • تفکیک جنسیتی، پوشش اجباری و فرهنگ دانشجویی (۲)
  • گزارش تصویری «تفکیک جنسیتی، پوشش اجباری و فرهنگ دانشجویی» (۲)
  • فیلم «تفکیک جنسیتی، پوشش اجباری و فرهنگ دانشجویی» (۲)
  • فیلم «تفکیک جنسیتی، پوشش اجباری و فرهنگ دانشجویی» (۱)
  • کرسی یک برنامه نیست یک استراتژی است
  • ‫تفاوت آزاد اندیشی و نظریه پردازی‬
  • کارگاه برگزاری کرسی های آزاد فکردی در دانشگاه بابل و آزاد چالوس
  • پوستر کرسی تفکیک جنسیتی، پوشش اجباری و فرهنگ دانشجویی
  • گزارش تصویری تفکیک جنسیتی، پوشش اجباری و فرهنگ دانشجویی
  • تفکیک جنسیتی، پوشش اجباری و فرهنگ دانشجویی
  • اولین بسته پیشنهادی برای عناوین کرسی‌ها
  • ویژه نامه کرسی ها، ابزاری برای ضریب دادن به هر کرسی
  • ولایت فقیه؛ دیکتاتوری یا نفی دیکتاتوری؟!
  • فیلم کرسی «ولایت فقیه؛ دیکتاتوری یا نفی دیکتاتوری؟!»
  • داوری را باید دانشجویان انجام دهند
  • سفر استانی در ایستگاه اردبیل
  • گزارش تصویری سفر استانی اردبیل
  • فیلم سفر استانی اردبیل
  • منشور اخلاقی کرسی های دانشگاه پیام نور اصفهان
  •  
    مناظره دانشجویی شهید بهشتی با رویکرد مباحثه

    اسوه صبر / بخش اول

    شهید بهشتی (ره) متن زیر یکی از مناظره های شهید بهشتی با جمعی از دانشجویان مخالف انقلاب است که در تاریخ 22/12/58 در دانشگاه صنعتی شریف برگزار گردیده است. ...

    آیت الله شهید بهشتی (ره)متن زیر یکی از مناظره های شهید بهشتی با جمعی از دانشجویان مخالف انقلاب است که در تاریخ ۲۲ اسفند ۸۵ در دانشگاه صنعتی شریف برگزار گردیده است. از نکات جالب بلکه شگفت انگیز این مناظره این است که یکی از مهم­ترین مسئولین نظام حاضر شده با چند تن از دانشجویان به گفتگوی دو طرفه بپردازد! در حالیکه می دانیم و می دانید که برخی از مسئولین با مسئولین رده های پایین تر از خود حاضر به صحبت کردن نیستند چه برسد به مناظره با یک دانشجو! از نکات مهم این مناظره این است که شهید بهشتی صریحا می گویند که آرزویشان این است که در کنار مسئولیتهایشان مقداری از وقت خود را به بحث و گفتگو با اقشار مختلف جامعه (اگر نگوییم فقط با دانشجوها!) اختصاص دهند. اما آیا همه مسئولین چنین برنامه هایی برای تنویر افکار عمومی دارند؟!

    فایل صوتی بخش اول

    آیت الله بهشتی: با درود و سلام فراوان بر شما برادرها و خواهرها.

    تشکیل جلسات بحث و گفتگو برای خودسازی جامعه ما می تواند بسیار مفید واقع بشود. شرط اصلی آن هم این است که به راستی آهنگ مباحثه داشته باشد. مباحثه، این واژه عربی که در زبان ما پارسیان سابقه طولانی دارد و همه با آن آشنا هستیم، معنی دقیق اش این است که دو یا چند نفر با کمک یکدیگر به بحث و کاوش بپردازند؛ کاوشی مشترک. مناظره یعنی نظرگاه ها را دربرابر یکدیگر قرار دادن و دیگران را به انتخاب یک نظرگاه برانگیختن. به شرط اینکه آهنگ مجادله و ستیز و غلبه جویی در بحث پیدا نشود. چون به همان اندازه که مباحثه کمک به رشد و تعالی انسانیت انسان است، مجادله کمک می کند به دوری انسان از مسیر تکامل انسانی و افتادنش به مسیر انحرافی زورمداری و غلبه جویی.

    این صحیح است که ما انسانها بالفطره و از روی فطرت حق جو و حق طلب و حق پرستیم. این [است] که گفته می شود در سرشت انسان میل به خدا وجود دارد. خدا یعنی حق متعال، یعنی حق مطلق، یعنی آن حق و حقیقتی که تمام حقایق دیگر پرتو و جلوه ای از اوست. اینکه انسان حتی گاهی طرز تفکر مادی و ماتریالیستی دارد اما عملا می بینیم که صرفا خودش هم تابع تمایلات مادی نیست. حتی می آید خواهش های نفسانی و مادی را زیر پا می گذارد برای دفاع از آنچه حق می داند، این نشانه آن است که گرایش به حق و حق پرستی برای انسان امری فطری است. و مباحثه در جهت این گرایش و حق پرستی است. چون واقعا می خواهد بیابد، می­ گردد، می­ جوید، می­ کاود، تا بیابد. این پاسخ خوب و مثبتی است به آن ندای فطرت. ولی به محض اینکه این به مجادله تبدیل شد …

    معنی مجادله این است که یک طرف یا دو طرف بحث وقتی که دارند با هم حرف می زنند، در مسیر کاوش مشترک نیستند. نمی خواهند به کمک هم به حق نزدیک بشوند. بلکه هر یک [از آنها] با یک رای قبلی و نظرگاه قبلی در برابر هم قرار گرفته اند؛ فقط به این قصد که او بگوید آنچه قبلا حق می دانستم، حتما همان درست است. و از همان اول با جبهه گیری رد کردن در مقابل دیگری ظاهر می شود. آن یکی هم همینطور. این هرگز نمی­ تواند انسان را به تکامل انسانی و حق پرستانه اش برساند. اگر خوب دقت کنیم می­ بینیم که این درست غرق شدن و فرو رفتن هر چه بیشتر در خودپرستی است و نه حق پرستی.

    بنابراین بحث مشترک، مباحثه و مناظره شرط اولش باید این باشد که به راستی با هم صحبت کنیم، نظرگاه هایمان را با هم در میان بگذاریم، تا به کمک یکدیگر از روی حق و حقیقت و واقعیت بیشتر پرده برداریم. فرقی نمی کند: چه در شناخت واقعیت و چه در شناخت حقیقت. در هر دو [مورد]، بحث سازنده بی­غرض، و از روی احساس فطری حق پرستی بسیار می تواند مفید واقع بشود؛ هم در شناخت واقعیت و هم در شناخت حقیقت. در شناخت آنچه هست و آنچه باید باشد. وقتی که به منظور کمک کردن به یکدیگر در راه شناخت بیشتر این دو با هم بحث بکنیم مثل هر همکاری و تعامل دیگری می­ تواند مفید واقع بشود. پس مباحثه ساختن است و مجادله تخریب. مباحثه جمع شدن است و مجادله پراکنده کردن. من اینجا کلمه مناظره را در این تقارن و مقابله به کار نمی برم. چون آنقدر گویا نیست که [تقابل] مباحثه و مجادله گویا است. می توانیم با هم کوشش کنیم تا دیدارها و بحث هایمان آهنگ سازنده­، مثبت، نزدیک­ کننده، و جمع­ کننده­ ی مباحثه را داشته باشد و نه آهنگ تخریبی، ویرانگر، دورکننده، جدا کننده، و تفرقه آور مجادله را.

    این چند جمله را به عنوان آغاز سخن و مقدمه عرض کردم. آنچه دوستان قبلا اطلاع داده بودند این بود که متن برنامه امروز مناظره و گفتگو و مطرح کردن مسائل از جانب دوستان دیگر است. بنابراین موضوع خاصی هم برای اینکه ابتدائا من بحثی را خدمتتان ایراد کرده باشم، تعیین نشده بود. آماده هستم که اگر مطلبی از جانب دوستان مطرح می شود با شکل مباحثه آنچه به نظرم می رسد، درباره­اش مطرح کنم.

    سؤال: به نام خدا و به نام ابوذر سمبل مبارزه علیه اشرافیت. نه اشرافیت پوست کنده و مستقیم بلکه اشرافیتی تحت لوای اسلام. البته در مورد جریانی که اخیرا به نام مباحثه و یا مناظره به وجود آمده، [باید بگویم که] در حالیکه یک سال از انقلاب می گذرد و نیروهایی که – خوب یا بد – در رژیم گذشته زحمتی کشیده­ اند و شکنجه­ای دیده­ اند در رژیم جمهوری اسلامی هم – چنانچه در جریان مسائل بودید – در این یک سال زیر فشارهایی که دست کمی از فشارهای آریامهری نداشت، بودند. خوب بود که این مناظره از ابتدای انقلاب شروع می­ شد. اگر مسائلی مطرح بود به صورت صحبت حل می­ شد. نه اکنون که تعدادی از دانشجویان یا کارگران یا افرادی از مردم همین مملکت تحت عناوین پوچ شهید شدند. و در هر حال این مناظره را شاید برای فراموش کردن آن فشارها و یا برای سرپوش گذاشتن آن فشارها ترتیب داده باشید. در هر حال ما از موضع انجمن دانشجویان مسلمان هیچ گاه این صحبت را قبول نداریم. ولی به هر حال چون جمعیتی هست و ممکن است که از طریق صحبت برخی از مسائل پوشیده این مملکت آشکار بشود، استقبال کردیم. از آنجایی که آقای بهشتی اعلام آمادگی کردند که صحبتی بشود و ذکر کردند که مطلبی در میان نبوده، پیشنهاد ما این است که در مورد این لفظی که زیاد در مطبوعات یا رادیو تلویزیون [صحبت می شود یعنی] مساله «انحصار طلبی»، چنانچه میل داشته باشند نقطه نظراتشان را بگویند و به صورت رو در رو و در زمان مساوی جوابی را از ما بگیرند. فعلا … !

    آیت الله بهشتی: در این یک سال گذشته، شرایط برای برگزاری این گونه بحث ها و گفتگوها فراهم بوده مثل همین حالا. چیزی که در این یک سال مثل حالا فراهم نبود این بود که عده ای از ما بتوانیم شرکت کنیم و الا از اول پیروزی تا حالا تشکیل اینگونه اجتماعات و اینکه افرادی بیایند و نظرگاه هایشان را بگویند محذوری نداشته. این هم که ما کمتر توفیق پیدا می کردیم که شرکت کنیم، که اتفاقا مربوط می شود به موضوعی که برادرمان تحت هنوان انحصارطلبی مطرح کردند، ناشی از سنگینی وظایفی بود که بر عهده مان بود. و با اینکه آرزو می کردیم حالا که دارد آخرین مرحله به وجود آمدن نهاد های نظام جمهوری اسلام از نظر شکلی به مرحله انجام نزدیک می شود، ما را فارغ بگذارند برای حضور بیشتر در اینگونه برنامه ها. متاسفانه آن طور که خواسته ایم فارغ گذاشته نشده ایم و باز مسئولیتی را خواسته اند و قبول کرده ایم. منتها حدود مسئولیتها شکل یافته و منسجم تر است و این امید هست که بتوانیم مقداری از وقت و نیرویمان را در این مجرا سرمایه گذاری کنیم.

    انقلاب جامعه ما که ریشه هایش خیلی عمیق است، در سال ۵۷ توانست شکل عمومی تر و همگانی تر به خودش بگیرد و قیام عام و توده مردم بشود.

    در این قیام و به پا خاستن عمومی و همگانی، مساله مهم مساله رهبری بود. رهبری همانطور که همه می دانیم به صورتی که دست کسی نبود و آهنگ طبیعی جامعه بود منتهی شد به امام. اینکه امام در جای یک رهبر مورد قبول اکثریت قاطع این ملت قرار گرفتند، یک واقعیت عینی اجتماعی است که فکر می کنم همه آن را می شناسیم.

    [ادامه دارد ...]

    پاسخ